سلام عزیزان، ضمن خوش آمدگویی به اطلاع میرساند:

     جهت دسترسی آسان تر به کلیه مطالب این وبلاگ، می توانید از " آرشیو موضوعی" واقع در سمت راست صفحه استفاده نمائید.

      جهت آشنایی بیشتر با شهر تبریز می توانید از موضوع "معرفی رستوران ها و کافی شاپ های تبریز" استفاده نمائید.


دوستان عزیزم اگر سوالی دارید و یا مطالب نیاز به پاسخگویی دارد، لطفاً حین نوشتن نظر، از گزینه "پیام خصوصی" استفاده نفرمائید، چون متأسفانه در "پیام خصوصی" امکان پاسخگویی وجود ندارد.

                                                                        با تشکــــــــر



تاريخ : یکشنبه 1392/02/01 | 16:13 | نویسنده : لیدی الهــام |
بازدیدکننده های گل و دوستان عزیزم

یه مساله ای برای عزیزترینم پیش اومده. اگر دوست داشتید لطف کنید فقط یک لحظه دعا کنید که مشکلمون به بهترین وجه و هرطور که خیره حل بشه. باور کنید تنها چاره ای که به ذهنم رسید دعای خیر شما دوستان خوش قلبمه.

با تشکر. 



تاريخ : سه شنبه 1393/04/31 | 10:44 | نویسنده : لیدی الهــام |

در وبلاگ قبلاً "مارمالاد زردآلو" را داشتیم ولی این روش بسیار آسانتر، سریعتر و بدون نیاز به هیچ افزودنی خاصی برای مثال ژلاتین می باشد. ضمناً شکر کمتری هم می برد. این مارمالاد با نان کوماج/کماج تبریز بسیار لذیذ می باشد. (نان حاضری بوده و از قنادی تهیه شده است).

تنها ایراد این مارمالاد این است که خیلی زود تمام می شود که آن هم به دلیل خوشمزگی مفرط آن است.

طرز تهیه به سلامتی فردا.



تاريخ : دوشنبه 1393/04/30 | 0:37 | نویسنده : لیدی الهــام |

زردآلو هم مثل اغلب مسایل دو روی سکه دارد. می توانیم یکی را ظاهر قضیه فرض کنیم و دیگری را آن روی سکه.

الف) ظاهر قضیه:

  1. زردآلو خیلی خوشمزه است.
  2. خوشبو است.
  3. خوش رنگ است.
  4. همه پسند است.
  5. تداعی کننده تابستان و آفتاب دلپذیر تابستانی است.

اینجا فقط ظاهر قضیه است و از قضاخیلی هم مهم است.

ب) آن روی سکه: یا همان خواص فراوان آن

  1. حاوی ویتامین A است. برای سلامت غشای مخاطی و پوست مفید است. نقش آنتی اکسیدانی دارد.
  2. حاوی کاروتن است که رنگ زردخود را از آن می گیرد.
  3. حاوی فیبر است.
  4. حاوی آهن است و برای کم خونی مفید است.
  5. حاوی پتاسیم و روی است.

 

برای تهیه این مربا به 5 چیز نیاز است:

1-     زردآلو

2-     آفتاب

3-     شربت (محلول شکر و آب)

4-     یک عدد پارچه توری یا پارچه سفید خیلی خیلی نازک با سایز نسبتاً بزرگ که بتوان کناره هایش را زیر تابه قرار داد.

5-     کمی حوصله (چون بستگی به دمای آفتاب 4 الی 7 روز طول می کشد).

 

چرا روش آفتابی کردن:

1- این روش یکی از قدیمی ترین روشهای تهیه این نوع مرباست.

2- بسیار آسان است. تنها کاری که باید کرد تهیه شربت و ریختن آن روی زردآلوها و قرار دادن جلوی آفتاب و منتظر شدن است.

3- در این روش از اجاق گاز استفاده نمی شود. به عبارتی صرفه جویی در انرژی و استفاده از انرژی خورشیدی. (در راستای حمایت از شرکت بهینه سازی مصرف سوخت :)))))))

4- چون از حرارت مستقیم استفاده نمی شود. زردآلوی تازه، زیاد آب نمی اندازد و شکل و رنگ و طعمش را حفظ می کند.

 

چرا پارچه توری و استفاده از شیشه نه:

*برخی از شیشه روی ظرف مربا استفاده می کنند. این کار به چهار علت مناسب نیست:

-  یکی اینکه به علت به وجود آمدن اثرگلخانه ای دمای زیر شیشه بالاتر از حد نرمال است و رنگ مربا خیلی تیره می شود.

-     آب شربت و زردآلوها تبخیر شده و زیر شیشه، عمل میعان صورت می پذیرد و آب بوجود آمده از بخار آب می تواند مجددا به داخل ظرف بریزند و احیاناً به کپک زدن مربا بی انجامد. در کنار شیشه می توان کمی فضای باز قرار داد تا بخار خارج شود ولی از آن محل نیز ممکن است زنبور یا مگس به داخل مربا وارد شود.

-  در صورت شکستن احتمالی شیشه، مربا به هیچ عنوان قابل استفاده نخواهد بود.

-   تهیه شیشه در سایز مناسب، دشوار تر از تهیه توری است.

 

تشکر و قدردانی:

روش تهیه این مربا مربوط به همسایه محترم و هنرمندمان، "معصومه خانم" می باشد. به عروس گلشان سلوی جان هم از همینجا سلام عرض می کنم.

 

نکته:

این مربا با "نان قنادی مخصوص ماه رمضان تبریز" (ملقب به قنادی کوکه سی) و کره و یا یک تکه گردو بسیار دلچسب است.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 1393/04/29 | 23:7 | نویسنده : لیدی الهــام |

مامان بنده هروقت میخوان پلوی مخلوط درست کنند از دوحالت خارج نیست:

1-  اگه بخوان پلوی دیگری به جز باقالی پلو درست کنن که از من نمیپرسن. چون تنها گزینه ای که سر میز مذاکره از سوی بنده ارائه میشه فقط باقالی پلوست.

2-  اگر بخوان باقالی پلو درست کنن حتما از بنده نظرسنجی می کنند تا نشون بدند که در خانه ما دموکراسی برقراره.

به هر حال هر چه باشه، باقالی پلو برای من حرف اول رو مابین پلوهای مخلوط میزنه. البته نه هر باقالی پلویی. فقط باقالی پلوی نیمه چرب با گل سرخ و دارچین و گوشت و یا مرغ لذیذ پخته شده و طعم دار شده. در وبلاگ قبلاً باقالی پلو با ماهیچه و ته دیگ بال مرغ رو داشتیم که واقعا هم خوشمزه است. ولی این ورژن باقالی پلو، با گوشت مرغ تهیه میشه که در ته قابلمه پلو قرار میگیره.

 

 

پیش از تهیه:

پاک کردن باقالی به روایت تصویر:

 

1- از هر 5 کیلو باقالی پاک نشده حدود یک کیلو و سیصد گرم باقالی پاک شده به دست می آید. به عبارتی از هر کیلو حدود 250 گرم باقالی پاک شده به دست می آید. ما هر 250 گرم را یک بسته کرده و فریز می کنیم.

2- باقالی تبریز در حول و حوش خرداد ماه به بازار می آید. این نوع باقالی سبز و نرم و لطیف است. البته تصویر مربوط به آخرین سری باقالی خریداری شده است که درشت تر هستند و باقالی ها کمی زرد شده اند.

 

نظر شخصی من در خصوص شوید مصرفی:

گرچه سبزی تازه عطر و مزه عالی دارد ولی به نظر من در باقالی پلو عکس این قضیه صادق است. بهتر است از شوید خشک استفاده شود. زیرا سبزی خشک به علت اینکه آب اضافی درون بافتش ندارد و سبب سنگین تر شدن پلو  نشده و بالعکس سبب با کیفیت تر شدن پلو می شود. شوید خشک با بخار پلو نرم شده و بسیار عالی خواهد بود و بوی خاص و نسبتاً نامطبوع سبزی پخته شده را نخواهد داشت بلکه عطر شوید از پلو استشمام خواهد شد.

 

در خصوص این پلو:

1- این پلو چون طبع سردی دارد و سبب نفخ و یا سنگینی معده می شود. بهتر است با گل سرخ، دارچین، ادویه پلو یا زیره و یا غذاها و دسرهای با طبع گرم (مثل خاگینه ها) تدارک دیده شود.

2- گرچه باقالی سرشار از فیبر و پتاسیم است ولی برای کسانی که به باقالی حساسیت دارند و یا خانمهای باردار و یا شیرده، باقالی پلو ابداً سفارش نمی شود.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1393/04/28 | 14:20 | نویسنده : لیدی الهــام |

این سالاد را حدود 8-7 سال پیش در میهمانی خاله ژاله ام خوردیم که به  "خانم مختاری" سفارش داده بودند. این آشپز هنرمند، بعدها آموزشگاه و رستورانی به نام "غذای خانگی ساحل" را در تبریز افتتاح کردند و بسیار هم موفق هستند.

این سالاد شباهتی با سالاد الویه دارد ولی تفاوتهایی هم دارد:

1-     این سالاد تخم مرغ ندارد.

2-     حتماً با گوشت سینه مرغ تهیه می شود.

3-     پیازچه تازه درون آن استفاده می شود.

4-     از مقداری شوید تازه درون آن استفاده می شود.

5- می توان از مقداری سیر تازه هم درون آن استفاده کرد.

اینکه چرا این سالاد در ایران با نام سالاد یونانی نامیده می شود دلیل قانع کننده ای برایش ندارم. چون سالاد یونانی اغلب ترکیب خیار حلقه شده، گوجه فرنگی ریز یا گیلاسی از وسط برش خورده، زیتون سیاه ورق شده، پنیر سفید فتا (پنیر صبحانه)، فلفل سبز ترجیحاً چارلستون و گاهی پیاز و کمی سبزی ... می باشد. سس آن هم مخلوطی از آبلیمو، سرکه و روغن زیتون و نمک و کمی فلفل سیاه و اورگانو یا آویشن می باشد. ولی هرچه باشد این سالاد جز پرطرفدارترین سالادهای مهمانی هاست.

پی نوشت: این پست مربوط به دیروزه و بعد از نرگسی اسفناج بود. پست را آوردم بالا. این پست جدیده. مابقی جهت یادآوری و تزیین. چون عده ای از دوستان تصاویر مربوط به غذاهای میهمانی افطاری را خواسته بودند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 1393/04/24 | 18:35 | نویسنده : لیدی الهــام |
 

این سالاد هم پیش غذایی ساده و خوشمزه است و که با اندک موادی مقدار قابل قبولی سالاد می دهد. برای مهمانی افطاری امسال تدارک دیدیم. برای دسترسی به دستور اینجا و اینجا را کلیک فرمایید. تزیین با فلفل دلمه ای های رنگی، لیمو ترش سنگی، زیتون و ذرت.

مواد مصرفی برای این ظرف:

ماکارونی پیچی: یک بسته

ژامبون گوشت اعلا و دودی: 350 گرم

فلفل دلمه ای در سه رنگ قرمز، زرد و نارنجی: از هر کدام دو سوم فلفل دلمه ای

مابقی جهت تزیین

کنسرو ذرت: نصف قوطی

خیارشور: ‌350 گرم



تاريخ : سه شنبه 1393/04/24 | 18:19 | نویسنده : لیدی الهــام |

این سالاد محبوب ترین سالاد من است و در تمامی میهمانی ها تهیه آن را از دست نمیدهم. این هم برای مهمانی افطار امسالمان. برای دسترسی به طرز تهیه و تزینات، اینجا و اینجا و اینجا را کلیک فرمایید.



تاريخ : سه شنبه 1393/04/24 | 18:3 | نویسنده : لیدی الهــام |

رشته ختایی تابه ای را که با خرده رشته ختایی خشک تهیه می شود. پارسال هم در وبلاگ داشتیم. این هم تصویری از آن که درون ظرف پیرکس مربعی بزرگ تهیه شد. برای دسترسی به اصل دستور اینجا را کلیک فرمایید. این بار به علت تغییر ظرف من از مقادیر زیر استفاده کردم. در همان ظرف تهیه و در همان ظرف سرو شد.

رشته ختایی: 650 گرم

شکر: یک کیلو

کره:350 گرم



تاريخ : سه شنبه 1393/04/24 | 17:36 | نویسنده : لیدی الهــام |
 

این خاگینه را قبلا هم در وبلاگ داشتیم. چون اغلب دسرهای سنتی میهمانی افطارمان پر از شهد بود این خاگینه مدرن و سبک که طعم شیرینش با شیرعسلی تامین می شود گزینه مناسبی بود.

برای دسترسی به دستور اینجا و اینجا را کلیک فرمایید. با مقادیر ذکر شده در اصل دستور دو کرپ به دست می آید که قابلیت پر کردن ظرف را دارد.



تاريخ : سه شنبه 1393/04/24 | 17:14 | نویسنده : لیدی الهــام |

این بورانی خوشمزه را قبلاً هم در وبلاگ داشتیم. این هم برای مهمانی افطاری امسالمان. برای دسترسی به طرز تهیه اینجا را کلیک فرمایید.

این کاسه با 5 عدد بادمجان درشت و یک دبه ماست 2/5 کیلوگرمی پرچرب تهیه شده است.



تاريخ : سه شنبه 1393/04/24 | 17:5 | نویسنده : لیدی الهــام |

 

این دستور را رمضان پارسال در وبلاگ قرار دادم. این هم مربای مهمانی افطاری امسالمان. جهت دسترسی به طرز تهیه اینجا را کلیک فرمایید.



تاريخ : سه شنبه 1393/04/24 | 16:53 | نویسنده : لیدی الهــام |

به نقل از ویکی پدیا فارسی: "نرگسی غذایی ایرانی است که با تخم مرغ تهیه می شود و به دلیل شباهت رنگ‌هایش (زرد و سفید تخم مرغ و رنگ سبز اسفناج) به گل نرگس، این نام را گرفته است. این غذا "گل در چمن" نیز نامیده می‌شود". نرگسی اسفناج را می توان املت اسفناج نیز نامید.

توجه:

البته این غذا در تبریز بیشتر با نام "بورانی اسفناج (به ترکی: ایسپناه بورانیسه)" شناخته می شود که غلطی رایج می باشد. چون اغلب ترکها تخم مرغ و اسفناج را کاملاً با هم مخلوط کرده و مثل کوکو سبزی نازک آن را تدارک می بینند. یعنی مرز چندان مشخصی مابین رنگها نیست تا بتوان آن را شبیه گل نرگس دانست و از طرفی چون این دور و برها گل نرگس چندان نمیروید؛ شاید مزید بر علت اشتباه نامیدن غذا باشد.

ضمناً بورانی اسفناج (مخلوط اسفناج و ماست و گاهی کمی سیر) در تبریز اغلب با نام "نرگسی اسفناج" شناخته می شود. یعنی کلاً برعکسه!

 

نرگسی اسفناج و تجربه های با ارزش:

سالها قبل که در مقطع دوم یا سوم ابتدایی مشغول به تحصیل بودم پالتوی قرمز اناری رنگ بسیار شیک و زیبایی داشتم که البته در اصل متعلق به خواهر بزرگم افسانه بود که خدابیامرز پدرم آن را از ترکیه برایش آورده بود. افسانه هم یکی دوسال آن را پوشیده بود. طبق اصول آن سالها، لباس فرزند بزرگتر، به فرزندان کوچکتر خانواده می رسید. افسانه چون از بچگی بسیار با سلیقه بود و مادرم هم هینطور، آن را طوری نگه داشته بود که انگار نوی نوست. خلاصه من بودم و این پالتوی قرمز خیلی شیک که خز سفیدی دور کلاه و آستین هایش داشت. 

قدیم در کلاسها همه پالتوهایشان را به چوب رختی مشترکی می آویختند. بعد خوردن زنگ مدرسه، من دیدم پالتویم نیست. همه جا را گشتم و خبری نبود. آنقدر بچه بودم که فکر می کردم خودش گم شده است.

با لرز ناشی از سرما و ترس از دعوای قریب الوقوع و حتمی مامان و حس اینکه میراث ارزشمندی را گم کرده ام (!)  هراسان راه منزل را پیش گرفتم. ولی حین خروج از "مدرسه دربندی" (کوچه ای که مدرسه مان در آن واقع بود) چشمم به منزل آقاجان (پدربزرگ مادری ام) خورد که درست در مسیر مدرسه به خانه ما بود. اولین بار بود که متوجه شدم می توان به جای خانه خود به جای دیگری هم رفت. البته این رفتن برایم گران هم تمام شد.

وقت ناهار بود، خاله سعادتم که آن زمان دختری دبیرستانی بود زنگ زد و به مامان اطلاع داد که من آنجا هستم و نگران نباشد. من هم در حالیکه متعجب بودم جریان گم شدن پالتویم را برایشان تعریف کردم. هر سه متفق القول گفتند: "چون خوشگل بوده حتما یکی برای خودش برداشته". دومین موردی که یاد گرفتم این بود که باید مراقب وسایلم باشم تا کسی به هر دلیل آن را برای خودش برندارد.

سفره پهن شد و  سر سفره آقاجانم که ارتشی سابق بودند و همگی از ایشان حساب می بردیم هم نشسته بودند. خدابیامرز آنا یک تابه خیلی خیلی بزرگ نرگسی اسفناج برای خودشان پخته بود. غذایی که من به شدت از آن متنفر بودم. هم مزه اش را دوست نداشتم و از طرفی هروقت می خوردم پرز زبانم می رفت و تا مدتها مزه ای حس نمی کردم. ولی به پاس محبتی که در حقم کردند و دعوایم نکردند و هم از ترس آقاجان و چون از طرفی هم کمی خجالتی بودم جرات نکردم بگویم که این غذا را دوست ندارم و یک چیز دیگر برایم بیاورید.

آنا یک برش خیلی خیلی بزرگ (به ترکی: بیردانا یکه فال) از نرگسی را درون بشقابی گذاشت و داد دستم و گفت: "الی بالا غذا چوخ سویر" (یعنی الهام کوچولو شکموست). چاره ای نبود، فکری به ذهنم رسید که زود غذایم را بخورم تموم بشه و خلاص بشم. به زور و تند تند خوردم و تموم شد. خوشحال بودم که بلاخره این شکنجه تموم شد. ولی این خوشحالی دیری نپایید! خدابیامرز آنا فکر کردند چون من نرگسی را خیلی دوست دارم برای همین تند تند خوردم. دوباره یک تکه بزرگ از نرگسی را  درون بشقابم گذاشتند. فقط خدا می داند چطور و به چه زوری آن را تمام کردم. اشک در چشمانم جمع شده بود و طفلکی ها فکر می کردند یاد پالتویم افتاده ام و مدام دلداری ام می داند.

عصر مامان آمد دنبالم. کمی عصبانی بود میخواست دعوایم کند که چرا پالتویم را عرض یکی دو ماه گم کرده ام درحالیکه افسانه آن را دوسال خوب نگه داشته بود و چرا خانه نرفته ام.

آنا سعی کرد مامان را آرام کند و قضیه بدن یخزده ام و چشمهای اشک آلودم را حین خوردن غذا برایش تعریف کرد. البته این را هم گفت: "پری آممان الهام بورانی چوخ سویوره. اونا تز تز ایسپناه بورانیسه جورله. اوقده سویدو که امیره ساخلامادیم، وردیم او یدی" (یعنی الهام بورانی خیلی دوست دارد و زود زود برایش درست کن. آنقدر دوست دارد که حتی سهم دایی امیر را دادم به او). با شنیدن آن موضوع مامان دلش برایم سوخت. چون می دانست به حدکافی تنبیه شده ام و نیازی به تنبیه بیشتر نیست. بعد برای آنا و خاله ام تعریف کرد که من از نرگسی بیزارم. طفلکی ها نمیدانستند بخندند یا به حالم تاسف بخورند.

مهمترین درس هایی که یاد گرفتم:

1-      هر اشتباهی تاوانی دارد و من تاوان بی توجهی ام به وسایل شخصی ام را با خوردن نرگسی دادم.

2-     اگر مساله ای بابت طبعم نیست باید آن را ابراز کنم. تا اطرافیان هم در جریان باشند.

3-      هیچ جا خانه خود آدم نمیشود و در هر شرایطی باید راه خانه را پیش گرفت.

شاید بتوان گفت این نرگسی نقطه عطفی در زندگی من بود. حدود 20 سال نرگسی نخوردم تا همین دو سه سال پیش بود که اتفاقی خوردم و خیلی هم خوشم آمد. یعنی واقعاً خوشمزه است. آخرین درسی که همین نرگسی ساده به من داد این بود که: اگر از چیزی بی دلیل بیزار باشیم، دلیلی ندارد که آن را دوباره امتحان نکنیم. شاید گذشت زمان بعضی چیزها را عوض کرده باشد.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 1393/04/05 | 22:32 | نویسنده : لیدی الهــام |

 

در وبلاگ قبلا "دلمه بادمجان تبریز به روش اختصاصی" را داشتیم. این هم روشی دیگری که ساده تر بوده و سریع آماده می شود.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 1393/04/02 | 20:46 | نویسنده : لیدی الهــام |

در این هوای گرم هیچ چیز دلچسب تر از یک غذا یا پیش غذای خوشمزه و سرد نیست. برای دسترسی به دستور اینجا را کلیک فرمایید.



تاريخ : دوشنبه 1393/04/02 | 14:4 | نویسنده : لیدی الهــام |