کوفته تبریزی از دید من فقط یک غذا نیست، یک روش زندگی مختص
ترکهاست. که امروزه سالی یکی دو بار خودش رو نشون میده. این سفره فرق میکنه با
سفره های دیگه. دلیل دارم برای این حرفم.
اول اینکه حتماً از سفره به خصوص سفره روی زمین استفاده میشه
چون غذائی نیست که بشه به صورت سلف سرویس سروش کرد.
دوم اینکه این سفره خیلی پر جمعیته، بخصوص امروزه کسی به
خاطر دو نفر پا نمیشه کوفته درست کنه، برای همین اغلب در مناسبتها و در منزل بزرگ
خاندان تهیه میشه. در قدیم خدابیامرز مادربزرگ مادری بنده بساط "کوفته خورون" راه
می انداختند و بعد از فوت ایشان این سنت پسندیده به مادر اینجانب "سرکار خانم
پری خانم" که دختر همچین مادری بودند رسید.
سوم
اینکه این سفره اغلب مهمون ناخونده هم داره یکهو میبینی
یکی ناغافلکی وارد شد و انگار که این کوفته قسمت اون هم بوده. همچنین بیشتر
مواقع برای
همسایه دیوار به دیوار و یا خانمهای پیر و تنهای کوچه یا محله و یا خانم
باردار همسایه هم در نظر گرفته
میشه. دختر خانواده زودی مانتو میپوشه (اگه منزل فرد مورد نظر نزدیک باشه و
عجله ای چادر مامانش رو سر میکنه) و فرتی ظرف کوفته را میبره و برمیگرده.
چهارم اینکه همه چیز این سفره خیلی سنتی هستش، نان سنگگ،
سبزی خوردن، ترشی، پیاز، خیار حلقه شده، گاهی در زمستون ترب رنده شده (همراه با آبلیمو و نمک) و دوغ سر
سفره هستش. قطعاً هر کسی یک دیس سالاد امروزی و دسرهای مدرن داخل سفره ببینه خیلی
تعجب میکنه و اون مورد میشه یک وصله ناجور داخل سفره.
پنجم اینکه تنها چیز مدرنی که سر سفره است تعداد زیادی جعبه
دستمال کاغذی هستش، این غذا هم چربه و هم آبدار پس برای رفاه حال میهمانان عزیز
تعداد جعبه های دستمال کاغذی حداقل دو برابر حالت نرماله. ضمناً تعداد زیادی
قاشق اضافی هم بهتره داخل سفره باشه بعداً میگم چرا.
ششم
اینکه چند نفر قبل از شروع مراسم " کوفته
خورون" سر سفره میشیند و با وظیفه شان آشنا هستند که باید نون خرد کنند
برای
ترید (به ترکی تیلته). زحمت این مرحله اغلب با آقایونه. از این مرحله مشخص
میشه که
کدوم آقا با سلیقه است. آقایون با سلیقه اغلب تکه های سوخته و یا کمی سیاه
شده نان
را جدا می کنند چون آن تکه ها وقتی داخل آب کوفته ترید میشوند مزه زیاد
خوبی
ندارند. البته بعضی هاشون هم دیگه خیلی وسواس به خرج می دهند و کفر میزبان
رو در میارند. چون میبینی آب کوفته آماده است ولی نونها هنوز خرد نشده اند.
هفتم اینکه میزبان و نزدیکانش مثلاً دخترهاش و یا خواهرهای
میزبان مدام فاصله مابین آشپزخونه و سفره
رو میرن و میان و کاسه کاسه آب کوفته و سینی سینی کوفته می برند سر سفره. چون اگه سرد بشه
دیگه از دهن میوفته.
هشتم اینکه سر سفره چنان هیاهویی میشه که هر کسی که با این "مراسم
کوفته خورون" آشنا نباشه از این همه جیغ و داد و بیداد تعجب میکند. هی بحثه
که به کی رسید و به کی نرسید. کی بهتر ترید هم میزنه، کی با کی شریکی میخوره، قاشق
کی دست کیه، ترید کی آبش کم اومده و دوباره آب می خواد، ترید کی نونش کمه و باید
باز هم سنگک خرد کنه. خلاصه اوضاعیه برای خودش.
نهم اینکه کوفته اغلب شریکی (بیشتر دو نفری) خورده میشه. منظور
از شریکی کوفته خوردن این نیست که هر دو نفر داخل یک کاسه غذا میخورند. منظور این است که از
داخل یک کاسه برای خودشون و داخل بشقاب خودشون غذا میکشند. این شراکت برای خودش
شرایط داره. این دو نفر باید کنار هم بشینند، ضمناً هر دو زیاد ترید نخوردند که ترید
کم بیاد و یا هر دو کم کوفته نخورند که غذاشون زیاد بیاد. نفرات تا حدودی نقش مکمل
هم رو بازی می کنند. (اغلب ورژن مادام مسیویی خورده میشه) مشکل این نیست که کوفته
کمه ها. اتفاقاً تعداد کوفته ها خیلیه ولی وقتی مقادیر زیادی کوفته برش خورده بمونه زیاد جالب
نیست، چون نه خودت میتونی بخوری و نه به میهمانت بدی که ببرن. چون آدم فکر می کنه دهنیه و کسی بعداً نمیتونه راحت بخوره. اینجاست که بیچاره گربه های روی پشت بوم هم از این ضیافت نصیب خودشون
رو میبرند و با مقداری کوفته دهنی و یا تخم مرغ آبپز داخل کوفته ها پذیرایی می
شوند. گربه های ما که خیلی کوفته دوستند.
حالا برگردیم به مسئول آب کوفته! این یک نفر باید هم تجربه کوفته
خوریش بیشتر باشه و هم علاوه بر قاشق خودش، قاشق شریکش هم دستش باشه!!!!!! آخه
باید آب کوفته رو با قاشق کمی هم بزنه تا از حرارت بیفته. بعد نان ترجیحاً سنگگ که
خرد شده رو داخل اون کاسه میریزه و با کمک دو قاشق مخلوط میکنه و با کمک اون دوتا
قاشق مقداری ترید درون بشقاب شریکش قرار میده و اغلب خودش داخل کاسه میخوره و
احساس ولی نعمت بودن بهش دست میده! ولی اینجاست که یه مشکل پیش میاد که کدوم قاشق
کدومه. اغلب کسی دوست نداره با قاشق روغنی غذاشو شروع کنه. لذا میزان تقاضای قاشق
تمیز میره بالا و اون قاشقهای اضافی که در بالا اشاره کرده بودم نقش کلیدی بازی می
کنند. ضمناً یک مسئول ترید با تجربه میدونه که میزان نان داخل ترید باید نه زیاد باشد
که ترید خشک بشه و نه کم که خیلی آبکی بشه.
دهم اگر میزبان اندکی دقیق باشه اغلب یک میز رو آماده می
کنه برای بچه ها و یا افرادی که زیاد با کوفته میونه ای ندارند. این سفره اغلب
شامل سالاد الویه و یا سالاد ماکارونی و یا وسایل ساندویچ سرد و نوشابه است. چون میزبان
وقت نمیکنه برای اونها غذای جداگانه بپزه و این سالاد از روز قبل تهیه میشه و بچه
ها و برخی جوانها با ولع از آن می خورند.
یازدهم اینکه غذا که تموم شد سفره آکنده از لکه های چربی، رب
و میزان متنابهی دستمال کاغذی کثیف لوله شده است. اینجا باید یک قربانی (!) پیدا
بشه که سفره رو با دستمال و آب داغ تمیز کنه تا لکها تا فردا که سفره شسته میشه
زیاد به سفره رنگ نده.
ضمناً چون این غذا سنگینه، سر سفره دسر سرو نمیشه ولی یکی
دو ساعت بعد میهمانان اغلب با دسرهای سنتی همچون خاگینه (قیقاناخ) و یا خاگینه
هویج به همراه چای پذیرائی می شوند.
از دید من این قسمتی که الان میگم بهترین قسمت انفرادی "کوفته خورون" هستش،
فردای آن روز حول و حوش ظهر مامان گلم برای من و پرستو یک لقمه با کوفته سرد میگیرند،
خوردن آن کوفته برای من خیلی لذت بخش تر از کوفته گرم سر سفره است. چون هم از دست پر مهر مادره و هم اوضاع آرومه.
