این فیلم داستان تخیلی یک خانواده خوشبخت چهارنفره  و 13 ساعت از زندگی آنها را روایت می کند. داستانی که وقوع آن در آینده شاید چندان هم غیر محتمل نباشد. موضوع فیلم بسیار ترسناک است و لذا شاید نیاز چندانی به صحنه های خشونت آمیز ندارد. ما (من و خواهرم پرستو) که فیلم را پسندیدیم.

 

اطلاعات فیلم:

**نام فیلم:  فیلم The Purge ، "تطهیر/ پاکسازی"

**موضوع: ترسناک/تخیلی/هیجانی

IMDB Rating:5.5 (منظور امتیازدهی کاربران سایت IMDB است، و امتیاز از ده می باشد).

**کارگردان: James DeMonaco              

**هنرپیشگان:

"Edward Hawke" در نقش "جیمز ساندین" (پدر خانواده)

"lena Headey" در نقش " مری ساندین" (مادر خانواده)

"Max Burkholder" در نقش "چارلی ساندین" (پسر خانواده)

"Adelaide Kane" در نقش "زوئی ساندین" (دختر خانواده)

"Edwin Hodge" در نقش "غریبه خونین و مالین"

"Rhys Wakefield" در نقش "رهبر مؤدب گروه نقاب داران"

**محصول کشور: آمریکا/فرانسه

**محصول سال: 2013

**مدت زمان فیلم: 85 دقیقه

**موضوع:

فیلم با نوشته ای مبنی بر اینکه "سال 2022 میلادی است. نرخ بیکاری فقط 1%است. آمار جرم و جنایت بسیار پائین است. خشونت به ندرت اتفاق می افتد. فقط با یک استثنا"، شروع می شود.

بعد درحالیکه موسیقی کلاسیک آرامش بخشی پخش می شود، تصاویر خشونت آمیز از درگیری، آتش سوزی، تیراندازی،  آزار و اذیت و حتی قتل که اغلب در خیابانها اتفاق می افتد، نمایش داده می شود. در گوشه ای از تصویر، تاریخ، ساعت و مکان (ایالتهای مختلف آمریکا) وقایع "تطهیر" نوشته شده است. تصاویر مربوط به "تطهیر" سالهای 2017 تا 2021 می باشد.

سپس مردی را با کت و شلوار، عینک و ساعت گران قیمت می بینیم که سوار بر اتومبیلی مدل بالا بوده و در حال صحبت کاری با تلفن همراه است و خود را "جیمز سندین" معرفی می کند. به این طریق با پدر خانواده آشنا می شویم. دسته گل زیبای آبی رنگی هم در ماشین به چشم می خورد. مناظری هم که از شیشه ماشین به چشم میخورد، طبیعت زیبا و خانه های ویلایی گران قیمت می باشد. با عبور از دری آهنین "جیمز ساندین" وارد محوطه مجتمعی ظاهراً امن که خانه های ویلایی در آن قرار دارد می شود.

افرادی را می بینیم که درون گلدان، گلهایی آبی رنگ با پرچم آمریکا جلوی در خانه شان قرار می دهند. "جیمز ساندین" در حال گوش کردن به اخبار رادیو است و با همسایه شان که مرد زردپوستی است سلام و احوال پرسی می کند. به هم میگویند:  "Have a safe night" بعد از شنیدن این جمله و همزمان با آن، صحبتهای گزارشگر، اینجاست که متوجه میشویم که یک جای قضیه می لنگد.

بعد نوشته ای در گوشه صفحه درج می شود:

تاریخ 23 مارس 2022 ساعت شش عصر و یک ساعت مانده به شروع "تطهیر سالیانه". خیلی مشتاق میشویم تا بدانیم که این "تطهیر" که هی تکرار می شود، چیست؟

بعد با "مری ساندین" مادر زیبای خانواده آشنا می شویم. مادر، لباس ساده ولی زیبایی بر تن داشته و کفشهای پاشنه بلندی پوشیده است. در آشپزخانه در حال آشپزی می باشد، حلقه ازدواج بسیار زیبایش در دستش میدرخشد.

سپس با دختر جوان خانواده"زوئی" و پسر نوجوان خانواده "چارلی" آشنا میشویم.

فیلم تابلویی را پیش روی تماشاگرانش قرار می دهد، پدری که عاشق خانواده اش است و از زمان گذراندن با آنها لذت می برد. خانواده خوشبختی هستند و اوضاع تاکنون کاملاً مرتب است. خانواده پس از صرف شام، دور تلویزیون جمع می شوند. اخبار می گوید:

"این یک تست نیست، بلکه اطلاع رسانی مراسم سالیانه تطهیر می باشد که به تصویب دولت آمریکا رسیده است. استفاده از اسلحه های کلاس 4 و پائین تر مجاز است ولی اسلحه های با قدرت بالا محدودیت دارد. مسئولین دولتی با رتبه 10 به بالا، از "تطهیر" مصون می باشند و به هیچ عنوان نبایستی آسیب بینند. هر نوع جرم حتی قتل، به مدت دوازده ساعت ممتد از زمان"تطهیر" قانونی می باشد.

نیروی پلیس، آتش نشانی ها و اورژانس ها تا ساعت 7 صبح فردا از دسترس خارج می باشند. خدا، کشور آمریکا و "ملت از نو زاده شده" را حفظ کند و خدا، حافظ و نگهدار شما باشد".


اینجاست که خون در رگ آدم منجمد می شود. 12 ساعتی که هر نوع خشونتی نه تنها آزاد، بلکه قانونی است و از طرف دولت به آن ترغیب می شود. تازه می فهمیم که این Purge که هی تکرار می شود، چقدر مخوف است.

البته توجیحی هم برای این purge تراشیده اند. نظر دولت و روانشناسان در فیلم این هست که تخلیه خشم و نفرت سبب آرامش روح افراد  و ثبات رفتاری میگردد . از طرفی این کار باعث میشود بیمارانی که در آستانه مرگ قرار دارند و یا دوست دارند بمیرند و همچنین قشر آسیب پذیر جامعه از بین بروند و به این طریق منفعت بیشتری برای جامعه به وجود بیاید.

آژیر خطر و شروع مراسم به صدا در می آید و اعضای خانواده مضطربند.  پدر خانواده به همه قوت قلب می دهد و با فشار دادن کد و دکمه ای نوعی حفاظ فلزی، همه جای خانه را در بر می گیرد. جلوی تمامی درها و پنجره ها مسدود می شود. حس امنیت نسبی به بیننده هم منتقل میشود. پدر خانواده از طریق فروش این نوع سیستم حفاظتی بسیار ثروتمند شده است. خطر دور از ذهن است. دوربین ها از تمامی زوایای محوطه بیرون خانه در حال فیلم برداری هستند. به نظر میرسد که حداقل در داخل خانه اوضاع امن و امان است و نیازی به ترس نیست.

تا اینکه پسر خانواده، از طریق دوربین، غریبه ای سیاه پوست را در حالیکه خونین و مالین است  میبیند. غریبه عاجزانه درخواست کمک می کند. "چارلی" که بسیار دل نازک و مهربان است، خودسرانه حفاظ را باز می کند و غریبه وارد خانه میشود.

سوال این است که این غریبه کیست؟ چرا خونین و مالین است؟

اعضای خانواده به شدت نگران می شوند. غریبه زود خود را در داخل خانه بزرگ قائم می کند چون میترسد که او را از خانه بیرون کنند. برای این خانواده، دیگر نه بیرون خانه امن است و نه درون آن.

کمی بعد گروهی متشکل از مردان و زنان جوان که ماسکهایی بر صورت زده اند در خانواده "سندین" را می زنند. این گروه جوانان تحصیل کرده ای و نخبه ای هستند. رهبر آنها در نهایت ادب می گویند که این خانواده، فقط دو ساعت وقت دارند که آن غریبه را به آنان تحویل دهند تا آنها به دلیل اینکه او دوستشان را کشته است مقابله به مثل کنند. بعد تهدید می کند که اگر تا دو ساعت او را تحویل ندهند، آنها به داخل خانه خواهند آمد و نه فقط آن غریبه، بلکه کلیه اعضای خانواده را قتل عام خواهند کرد. پدر خانواده آگاه است که حفاظ ها گرچه امن هستند ولی هیچ چیز 100 درصد نیست و یک درصد احتمال دارد آنها موفق به نابودی حفاظ بشوند.

پدر و مادر خانواده با تصمیم دشواری روبرو هستند یا باید غریبه را تحویل بدهند و دانسته سبب مرگ حتمی وی شوند و یا با عدم تحویل دادن او، باعث مرگ خودشان یا فرزندانشان شوند.

اینجا این سوال پیش می آید آیا مباح است که به خاطر حفظ جان خود و عزیزانمان، انسان دیگری را قربانی کرد؟ آیا "کار درست" در هر موقعیتی "درست" محسوب می شود یا مواقعی هست که می توانیم توجیهی منطقی برای عدم انجام آن دست و پا کنیم؟

با دیدن فیلم به سرنوشت این خانواده و پاسخ این سوال پی خواهیم برد.